الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

337

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

اما براى اينكه تصور نشود كه بعد وجود انسانى همان بعد خاكى است در آيه بعد مىافزايد : « و هنگامى كه آن را نظام بخشيدم ، و از روح خودم ( روح شريف و ممتازى را كه آفريده‌ام ) در او دميدم همگى براى او به خاك بيفتيد و سجده كنيد » ( * ( فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَه ساجِدِينَ ) * ) . به اين ترتيب آفرينش انسان پايان پذيرفت ، « روح خدا » و « گل تيره » به هم آميختند ، و موجودى عجيب و بىسابقه كه قوس صعودى و نزوليش هر دو بىانتها بود آفرينش يافت ، و موجودى با استعداد فوق العاده كه مىتوانست شايسته مقام « خليفة اللهى » باشد ، قدم به عرصه هستى گذاشت « و در آن هنگام همه فرشتگان بدون استثنا سجده كردند » ( * ( فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ) * ) . و شايسته ستايش آن آفريدگارى را دانستند « كارد چنين دلآويز نقشى ز ماء و طينى » ! اما « تنها كسى كه سجده نكرد ابليس بود تكبر ورزيد و تمرد و طغيان نمود و به همين دليل از مقام با عظمت خود سقوط كرد و در صف كافران بود » ( * ( إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكانَ مِنَ الْكافِرِينَ ) * ) . آرى و بدترين بلاى جان انسان نيز همين كبر و غرور است كه پرده‌هاى تاريك جهل بر چشم بيناى او مىافكند ، و او را از درك حقايق محروم مىسازد ، او را به تمرد و سركشى وامىدارد ، و از صف مؤمنان كه صف بندگان مطيع خداست بيرون مىافكند ، و در صف كافران كه صف ياغيان و طاغيان است قرار مىدهد ، آن گونه كه ابليس را قرار داد . اينجا بود كه ابليس از سوى خداوند مورد مؤاخذه و بازپرسى قرار گرفت :